هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

134

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

برداشت مىكردند و تا موسم حج نگهدارى مىكردند و وقتى حجاج به مدينه مىآمدند از آن خرما ، تقديمشان مىكردند و التماس دعايشان داشتند ، وقتى البازيار بر آن دست يافت بشير بن ابى اميه ثقفى را گسيل داشت و فرمان به قطع نخلهايى داد كه پيامبر ( ص ) كاشته بود و بلافاصله پس از آن فلج گرديد . « 1 » در هر صورت آنچه كه هيچ شكى در آن نيست اينكه فدك و ديگر مواردى كه پيامبر بجاى گذاشته بود منظور اصلى فاطمهء زهرا يا على ( ع ) را - آنچنان كه گفتيم - تشكيل نمىداد ، در نظر آنان و آنسان كه در نامهء على به سهل بن حنيف آمده ، تمامى دنيا از دانهء تلخ بلوطى ، ناچيزتر است . در نامهء ياد شده كه به هنگامى كه تمام مملكت اسلامى را با همهء وسعتش در زير سلطهء خود داشت نوشته بود آمده است : به خدا سوگند كه من از اين دنيا نه كيسهء زر و سيمى دوخته‌ام و نه از غنايم آن مالى اندوخته‌ام نه بجاى جامه‌اى كه مىرود كهنه شود پيراهن نو فراهم آورده‌ام و نه در سرتاسر جهان ، زمينى خريدارى كرده‌ام جز جيره‌اى ساده به اندازهء جيرهء يك ماده الاغ فرسوده ، چيزى بيشتر از آن نبرده‌ام از اين رو دنيا در نظر من از دانهء تلخ بلوطى هم بىارزشتر است ! بلى در زير سايهء آسمان ، يك فدكى داشتيم كه براى خاطر آن گروهى از مخالفان به ما بخل و حسد بردند و گروهى ديگر كه خويشاوندمان بودند ، سخاوت و بزرگوارى كردند بهترين داور در اين دعوا همانا خداست و آنگهى من فدك و غير فدك را مىخواهم چه كنم ؟ مگر نه اين است كه جاى تن رنجديده ، فردا در گور خواهد بود كه آثار آن در تاريكيش از بين مىرود و خبرهايش ناپديد مىشود « 2 » . فاطمهء زهرا نيز مثل على بود ؛ دنيا براى او حقيرتر از آن بود كه به خاطرش درگير شود يا با كسى خصومت ورزد بويژه كه او با اطمينان مىدانست كه پس از پدر تنها چند روزى بيشتر زنده نخواهد ماند و زندگى كوتاهش را با پدرى كه حتى يك وعدهء سير از سفرهء بلند نشد و با همسرى كه قاتق غذايش بيشتر روغن زيتون بود ، گذرانيده بود . آرى در برابر آنان ايستاد و همچنانكه گفتيم قهرمانانه به خاطر خلافت غصب شده تلاش كرد ولى البته بىآنكه نتيجه‌اى بگيرد بنابراين به منزل بازگشت ، شكست خورده و

--> ( 1 ) نگاه كنيد به شرح نهج البلاغه ص 80 و 81 . ( 2 ) در متن كتاب مخاطب نامه سهل بن حنيف ذكر شده در حالى كه درست آن عثمان بن حنيف است . در برگردان متون نهج البلاغه ، از ترجمه آقاى محسن فارسى استفاده شده است . - م .